تبليغاتX
بیراهه سکوت
آغاز همیشه یکسان است ، این پایان است که نشان می دهد راه و بیراه را.

من به تو تکیه کردم و همه چیز شروع شد.

 

به تو تکیه کردم و اعتماد کردم بر آنچه تو در سرنوشتم خواهی نوشت.

 

به تو تکیه کردم و همه را طاقت آوردم.

 

همه تلخ و شیرینش،

 

سرد و گرمش،

 

و همه آنچه که تو می خواستی.

 

و امروز باز به شانه هایت تکیه می کنم،

 

 صبر می کنم بر آنچه تو  می خواهی،

 

تا به تو،

 

نزدیکتر شوم.

 

زیرا چون تویی را باور دارم.

 

 برایم دعا کن.

 

     


+ نگاشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 13:59  از دل سایه خسته تر از شب  |