بیراهه بود اما بی راه نبود.
سنگ صبور حرفهایی بود که گوش شنوایی برای شنیدن نداشت!
حرفهایی که شاید در هیچ راهی مجالی برای گفته شدن پیدا نمی کردند.
بیراهه نبود، راه بود. سکوت نبود، فریاد بود.
مرهم روزهای سخت، تنهایی ها، دلتنگی ها و نبودن ها بود!
اما حیف! هیچ وقت، نه بیراهه ام پیدا شد، و نه حرفهایی که در دل داشتم شنیده!
سکوتم همیشه سکوت بود!
همیشه!
.
.
.
بی خیال حرفهای در گلو مانده!
تولدت مبارک بیراهه سکوت هایم!






