تبليغاتX
بیراهه سکوت
آغاز همیشه یکسان است ، این پایان است که نشان می دهد راه و بیراه را.

سخت می گذرد این روزها!

 هرچه تقلا می کنم که فراموش کنم، که بی تفاوت باشم، نمی شود!

همه چیز بهانه می شود برای یاد آوری وعده تو!

دیگر حتی جرات نمی کنم که بپرسم واقعا وعده ات راست بود؟

 یا من تنها دل به کابوسی بی تعبیر بسته ام!

همه حرف هایی که  گفتی یادم هست!

 یادم هست وعده ای دادی که یوسفی در راه است، و وعده خود را تحقق پذیر خواندی !

و سرزنشم کردی از شتاب در قضاوت در حق تو!

می دانم تو راست می گویی! یعنی باید راست بگویی!

از تو جز راستی صادق نیست! تو خدایی و عیب و نقص برای خدایان معنایی ندارد!

می دانم همیشه با منی! در کنار من! نه! در وجود من! و من آرامش را تنها در وجود تو پیدا می کنم!

کمکم کن تا بگذرانم همه آنچه را که تو می خواهی بر من بگذرد!

آمین!          


+ نگاشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 17:52  از دل سایه خسته تر از شب  |